عزیزم خوابی؟!
ساعت از صفر گذشته عزیزم خوابی؟!
یا که مثل من آشفته توام بی تابی؟
گل بد قول من انگار که خوابت برده ٬
و هنوز منتظرم نیمه شب مهتابی...
گل من سینه ام از دوری تو تنگ شده
چه کنم گندم ممنوعه ای و نایابی ٬
کمر همت این چرخ و فلک را دیدی؟
شده ام راکد و خاموش و گل مردابی..
صحبت عشق میان من و تو غالب بود٬
ساعت از صفر گذشته و هنوزم خوابی..
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 23:42 توسط مهتال
|