<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اكينانیوز!... </title>
<link>http://akina.blogfa.com/</link>
<description>اخبار كشكي يه نابغه ايراني</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Dec 2009 21:48:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>هنرها به «هديه»ها ختم مي‌شوند، آن هم «تهراني»‌اش!</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خبري در هفته گذشته در صدر يكي از مهمترين اخبار كشور قرار گرفت با اين عنوان كه سازمان ميراث فرهنگي كشور در اقدامي عجيب 220 ميليون تومان به گالري عكس‌هاي يكي از بازيگران زن  كشور كمك كرده است! موضوع آنجا جالب شد كه رييس دفتر رييس جمهور و رياست سابق سازمان ميراث فرهنگي كشور هم براي بازديد از اين نمايشگاه در اين گالري حضور يافت! هديه نهراني يا همان بازيگر  كه يك دوربين دستش گرفته بود و به قول خودش احساساتش را در قالب عكس و از دريچه دوربين بيرون ريخته بود، با ناراحتي اعلام كرد كه اين كمك 80 ميليون بيشتر نبوده كه 60 ميليون آن نيز تا به حال بيشتر نقد نشده است! البته اين 60 ميليون به تومان است و نه به ريال! براي گالري عكس‌هاي شخصي يك نفر! آن هم نمايشگاهي كه كمك بلاعوض بدان شده است! چون كار بازگشت سرمايه نخواهد داشت!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فشارها زياد شد! همه به فكر درست كردن ماجرا افتادند! هواداران تهراني او را به جيره خواري از دولت متهم كردند. اين طرف هم سازمان ميراث فرهنگي مجبور به توجيه شد كه چون نام نمايشگاه آبانگان بوده و اين نام از نام هاي اصيل ايراني است، اين كمك بسيار زياد مالي به وي صورت گرفته است!(با فرض اينكه واقعا باور كنيم اين كمك 80 ميليون تومان بيشتر نبوده است!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هديه تهراني پاسخ تمام محبتهاي رييس دفتر رييس جمهور را داد:«من هنوز بر سر مواضع سياسي خودم قبل از انتخابات هستم!»...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خوب تو دهني‌اي به دولت و دولتيان و شخص مشايي زد!:«پولتان را گرفتم! آبرويتان را هم بردم! رسوايتان هم كردم! به نمايشگاهم هم آوردمتان! رايم را هم به موسوي دادم! هنوز هم حالم از تمام شما متحجرين به هم مي خورد!»...البته اين تفسير شخصي من از حرفهاي اوست! شايد حقيقتش بدتر از اين هم باشد!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مواضع سياسي‌ام براي آنها كه مشتري وبم هستند آشناست. يعني حداقل مثل هديه تهراني و همفكرانش حالم از وابستگان به نظام به هم نمي خورد كه هيچ، دلم براي بعضي‌شان تاپ تاپي مي‌كند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عنوان جواني دلسوز اين نظام كتابي نوشته‌ام به عنوان اولين اثرم! بازخوردهاي كار از چند نفري كه آن را خوانده‌اند مثبت بوده! يعني مي‌توانم براي ارزيابي توانايي‌ام هم كه شده به دست چاپ بسپارمش!...قريب به سه ماه از پايان نگارش كار مي گذرد! كسي حاضر به چاپش نيست! يعني حاضر نيست حاصل تلاش‌هاي فكري يك نفر را در چندين ماه براي دو سه ميليون به ريسك بگذارد! «شايد بازگشت سرمايه نداشته باشد»!...به هر كس رو انداختم چيزي گفت :«چند تومن پول داري؟ هزينه‌اش را بده برات چاپش كنيم!»...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به طرف گفتم:«مرد حسابي...اگر پول داشتم كه نويسنده نمي‌شدم! »...خنديد...من هم خنديدم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تصميم دارم در اولين اقدام اسم كتابم را بگذارم «آبانگان»...يك نسخه از آن را هم در دست بگيرم در سازمان ميراث فرهنگي...اوضاع خرابتر شد شايد به فكر تغيير جنسيت و عمل زييايي هم افتادم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شايد روزي نوشتن را كنار گذاشتم!..دوربيني به دست گرفتم...زرت و زورت از همه جا عكس گرفتم!...جنسيتم كه تغيير يافته...زيبا هم شده‌ام...نمايشگاهي خواهم زد به نام «آبانگان2»...شايد آقاي مشايي نظر لطفي هم به ما داشتند...در نمايشگاه ما هم حاضر شدند...آخر اينجا هنرها همه به «هديه»ها ختم مي‌شوند، آن هم «تهراني»‌اش! ...  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پ.ن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- محرم آغاز شده...امسال هم هنوز لياقت هيچ كاري نداشتيم...خدا عاقبتم را به خير كند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- آقاي منتظري كه فوت كرد دلم گرفت...يك روز محبوب باشي و يك روز مغضوب...در هر دو حال روزي خواهي مرد!...ياعلي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همین مطلب در صراط نیوز: (&lt;A href=&quot;http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=638&quot;&gt;&lt;FONT color=#800080&gt;+&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=638&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 21:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخبار اكينايي-2: بويش را چه مي‌كني شيخ؟!...</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          مي گويند در ازمنه ماضیه در كشوري ناشناس مردي در جمعي نشسته بود. معده‌اش دچار استحاله گشته و از حالت قوه به فعل در مي‌آيد و مي‌خواهد نفسي تازه كند و نفس ديگران بستاند! بنده‌خدا مرد هر چه مي‌كند كه اين دل لاكردار دست از اين تصميم نا به جا بردارد نمي‌شود كه نمي‌شود. از قضا فشاري به مرد وارد مي‌شود و صدايي از او در مي‌آيد! در اين حين او براي اين كه كسي متوجه موضوع نشود پايش را محكم بر زمين مي‌كشد! رندي كه در كنارش نشسته مي‌گويد: « صدايش را پوشاندي، بويش را چه مي‌كني شيخ!!»....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجايي كه اين روزها &lt;A href=&quot;http://www.jahannews.com/vdcdsj0j.yt0fo6a22y.html&quot;&gt;بعضي شيوخ&lt;/A&gt; بالكل زده‌اند زير اين موضوع كه هيچ كس نيامده و عكسي از امام راحل پاره نكرده و بالكل تمام دانشجويان فهيم ما چنين خبطي را انجام نمي‌دهند و اينها همه توطئه رژيم است!!(اين رژيم همان نظام سابق است كه ايشان رييس مجلسش بوده‌اند ها!)..و در همين حين هم بي‌بي‌سي تصاوير ايشان را در ميان جمعي نشان مي‌دهد كه فرياد بر مي‌آوردند: «مرگ بر ديكتاتور...نه شرقي، نه غربي، جمهوري ايراني!».. و ايشان با لبخند بر اين فرياد ها صحه مي‌گذارند، هاله اي از ابهام بر چهره ايران زمين و رندانش نشسته است...خبرنگار اكينانيوز گزارش مي‌دهد جمعي از اين رنود در شبه بيانيه‌اي اعلام نموده‌اند: «يا شيخ:زير موضوع هتك ساحت امام زدي، فيلم‌هاي بي‌بي‌سي را چه مي‌كني! بدبختي اينجاست كه اين بي‌بي‌سي رسانه ملي هم نيست كه مدعي ساختگي بودنش شوي... احساس نمي‌كني بويي در اين اطراف متصاعد است شيخ؟»...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          در &lt;A href=&quot;http://parcham.ir/vdcj.hexfuqexvsfzu.html&quot;&gt;اخبار&lt;/A&gt; آمده است جناب رييس دفتر رييس جمهور، مشاور امور مناطق آزاد، مشاور امور بين‌الملل و... كه به تازگي مسئوليت رياست كميسيون فرهنگي دولت را هم در اين قحط‌الرجال به عهده گرفته‌است، در هفته اول مسئوليتشان براي ارج نهادن به مقام هنرمندان، به گالري عكس‌هاي هديه تهراني رفته‌اند و از آثار اين هنرمند بازديد نموده‌اند. برخي منابع گزارش داده‌اند از آنجايي كه در اين هفته استاد فرامرز پايور دار فاني را وداع گفته‌اند، جناب ايشان براي خراب نشدن روحيه برخي هنرمندان از رفتن به مراسم تشييع اين هنرمند بي تجربه كه از قضا و متاسفانه مرد(آن هم از نوع سالخورده‌اش بوده‌اند) خودداري نموده‌اند! همچنين يكي از هواداران ايشان در سوالي از خبرگزاري اكينانيوز! پرسيده‌اند: «خدا به برخيها رحم كرده كه در هفته اول يكي از ده‌ها مسئوليت ايشان استاد فرشچيان با آن سبيل‌هاي خفن گالري هنري برگزار نكرده‌اند!». هنوز از ماهيت اين «برخي» و «علت نگراني» اين بيننده وبلاگ خبري در دست نيست!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اعلام آمادگي:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          از آنجايي كه اين روزها موسسه نشر آثار آدم‌هاي مشهور از هرگونه اعلام انزجار از هتك حرمت آن آدم مشهور خودداري نموده و فقط اين وسط صدا و سيما را مسئول اين هتك حرمت مي‌داند(و اصلاً هم اصل موضوع را بي‌خيال مي‌شود)، اين خبرگزاري آمادگي خود را براي پاره كردن عكس نويسندگان، شعرا، هنرمندان و... در ملاعام اعلام، و با دعوت از صدا وسيما اين اعمال كثيف را به ديد عموم مي‌گذارد! چون اين وسط همه و از قضا موسسه حفظ آثار اين آدم‌هاي مشهور خفت صدا وسيما را خواهند چسبيد، نه مايِ خبرگزاري قدر قدرت را!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          در راستاي خبر حضور معاون رييس جمهور در گالري‌هاي هنري براي ارج گذاشتن به هنر، اين خبرگزاري وراي وظيفه حرفه‌اي خود، آمادگي خود را براي حضور در برنامه هاي ذيل به صورت خداپسندانه اعلام مي‌نمايد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1: نمايشگاه فشن لباس‌هاي تابستانه(:دي) در سواحل جزاير قناري!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2: نمايشگاه مجموع عكس‌هاي خفن آنجلينا جولي در لاس‌وگاس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3: فرش قرمز افتتاح آخرين فيلم اسكارلت يوهانسون&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4: رونمايي از آخرين آثار هنري كاترين زتاجونز و شارون استون&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5: حضور در عروسي سوپرمدل سال 2008 جهان براي عرض تبريك و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پ.ن:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- همچنان هرگونه برداشت و تحليل سياسي و نسبت دادن آن به خبرگزاري محكوم و هكذا تكذيب شده، مي‌شود و خواهد شد!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-   با برخي نورچشمي‌ها که از قضا همزاد هم هستند طرحی داریم در حد خفن جات!... ياعلي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 23:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخبار اكينايي-1: اندر مزاياي خلباني يك رييس جمهور...</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          در اين چند روزه خبري پيچيده است در روزنامه‌ها، مجلات و حتي صدا و سيما و خبرگزاري ها و... دال بر اينكه يك خانم كه از قضا رييس جمهور كشور هند اند، با كلي سروصدا موفق شده‌اند بروند و سوار يك فروند هواپيما شوند و از قضا چند كيلومتري هم آن را برانند! در نگاه اول ظاهراً خيلي اين موضوع امر مهمي به نظر نمي رسد، اما با اين همه پوشش خبري تازه مي فهمي اي دل غافل! اين خلبان بودن رييس جمهور هم براي خودش نعمتي بوده و تو از آن غافل بوده‌اي! حداقل يك خاصيتش اين بوده كه اگر رييس جمهورت خلبان مي‌بود، كشورت مي‌توانست اولين كشوري باشد كه خلبانش اين ركورد خلبان بودن رييس جمهور را مي شكست!! تازه اينجاست كه كلي حسرت بر اين دلت مي‌ماند كه حيف شد! اگر 4 سال پيش يك بنده‌خدايي را رييس جمهور كرده بوديم، حداقل در يك چيز در تمام دنيا و در تاريخ اول مي‌شديم. آن هم اينكه رييس جمهور مان نه به جاي يك بار، كه ماهي چند بار بدون اين همه رياكاري سوار هواپيما مي‌شد و نه چند كيلومتر كه چند‌هزار كيلومتر رانندگي هواپيما را انجام مي‌داد، آن هم نه امسال، كه 5 سال پيش!!!...و بدتر از همه اينكه حسرت بر دل نسبتاً مشهديت ماند تا بتواني امپراتوري مشهدي‌ها را در تمام كشور كه هيچ، در دنيا بگستراني!!..هرچند دنيا هنوز هم براي تحقق اين آرزو به آخر نرسيده‌است!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          از آنجايي كه اين روزها رسم بر اين شده است كه هر كسي هرجايي به مشكل مي‌خورد و مثلا نمي تواند توجيه قانوني و شرعي براي كارش بياورد دست به خير مي شود، چه برود براي پيچاندن ماليات ميلياردي و بخشوذگي‌اش مسجد و مدرسه و فلان و بيسار بسازد و يا حتي اموال مردم و ملت را براي رضاي خدا و حتي تحميق خلق خدا دست به وقف اموالش مي‌زند، اين خبرگزاري قدر قدرت هم آمادگي خودش را براي وقف اموالش در تمام سطوح اعلام مي‌نمايد! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 174px; HEIGHT: 118px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;جا را هم عوض كني شانس را...&quot; align=baseline src=&quot;http://ermineh.persiangig.com/image/kordan.jpg&quot; width=217 height=215&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          از قديم شنيده‌اي كه اگر جايت را هم عوض كني، مسلماً شانست را نمي‌تواني عوض كني! اين بنده‌خدا كردان خدابيامرز هم از اين مقوله خارج نبوده است. چه قبل از مرگ و چه بعد از آن! جداً با ديدن اين عكس دلت به حال اين بنده خداي بدشانس مي‌سوزد!(هرچند با تمام وجود سعي مي كني به خودت بقبولاني كه واقعاً هيچ تعمدي در آنچه در تصوير مي‌بيني در كار نبوده‌ است!).&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; FONT-SIZE: 10pt; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot; dir=rtl lang=FA&gt;لينك تصوير بزرگ: (&lt;A href=&quot;http://ermineh.persiangig.com/image/kordan.jpg&quot;&gt;+&lt;/A&gt;)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پ.ن:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هرنوع برخورد سياسي و گمانه‌زني در مورد بخش جديد اخبار اكينايي به شدت محكوم و پيشاپيش تكذيب مي‌شود! پيشاپيش عيد مولا‌علي مبارك!...ياعلي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 21:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«قانون كتابي» مازياري؛ دين بهتر است يا اخلاق؟!...</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شايد از علت و معلول كه بگذريم، در اين مساله كه با وجود اخلاق نياز به دين داريم؟ يا دين برتر است يا اخلاق؟ يا اصولا همه دين داران اخلاق گرايند و بالعكس؟ و... ساير مسايل مرتبط با اين دو مقوله، از قديمي ترين مباحثي بوده كه هميشه‌ي خدا پدر هرچه فيلسوف و حكيم و امثالهم را درآورده باشد شكي نباشد!...حقيقتاً دين بهتر است يا اخلاق؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          صحنه‌هاي فيلمي به نام «کتاب قانون» با غيبت كردنها و انتخاب همسر و عيب گذاري‌هاي فراوان بر روي دختران مردم آغاز مي‌شود. النگوهاي بسيار زياد و سنگين را در دست زناني كه تسبيح در دست دارند و علاوه بر غيبت شايد گاهي ذكر هم مي گويند و بر روي هر كسي ايرادي مي گذارند آغاز مي كنيم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          هياتي ايراني به سرپرستي پيرمردي نفهم و قشري مذهب به همراه يك گروه دربو داغان را رد سفر به كشور لبنان مشاهده مي كنيم! پيرمرد مجبورشان مي كند براي دوري از حرام خواري در كشور كفر گياه خواري كنند. نيمه شب هر كدام از اعضاي تيم در رستوراني در حال خفه كردن خودش است!هيات براي مذاكراتي بيخود با هزينه بسيار به اين سفر آمده است. شايد در هيچ فيلمي تا كنون به اين حد هيات ايرانيان را تحقير شده نديده باشي...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          مراسم عقد يكي از اعضاي همان هيات با دختري مسيحي و تازه مسلمان را شاهديم كه در لبنان عاشقش گشته است! خانواده سنتي پسر به جاي لباس سپيد لباس يك دست مشكي تن كرده اند؟ چرا؟ اين را بايد از آقاي ميري پرسيد. چرا؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          خانواده پسر اعم از مادر، خاله، عمه و يكي از خواهران پسر هر چه بگويي مي كنند تا پدر دختر غريبه را در آورند. دختري كه شايد از زيبايي نتوان نمونه اش را در ميان دختران هموطن به آساني يافت! چرا پس بايد خانواده پسر اينقدر بد نشان داده شوند؟ چرا؟ چون از ديد آقاي ميري سنت گرايان نفهمند....چون تنها دختر به روز شده خانواده با عروس خانواده همكاري مي كند! او مدرن است چون به خانواده اش نرفته است! از قضا اين دختر جوان عقلي هم در سر دارد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          مجلس روضه خواني در جريان است! سفره اي فراخ گسترده شده است! همه در كنارش غيبت مي كنند! «تازه عروس» آيه اي از قرآن مي خواند! همه بر مي آشوبند غير از همان خواهرشوهر جوان و عاقل! به صحت اشاره آقاي ميري كاري نداريم! ايشان اراده به خير كرده اند و نيتشان باطل است! نتيجه اي كه ايشان مي خواست بگيرد گرفت!: آري! از اين خرافات هيچ چيز بيرون نخواهد آمد! دوران اين سنتي بازي ها گذشته است! فقط عده اي بي عقل پاي اين مجالس مي نشينند!...آيا حقيقت چنين است؟ آيا روضه زنانه اي نداريم كه اگر در آن براي اعضايش آيه اي از قرآن بخوانند و از كرده خود پشيمان شوند؟..بله اقاي ميري؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          آخر فيلم است. عروس از دست اين قشري مذهبان نفهم فرار مي كند! به خرابه هاي جنوب لبنان پناه مي برد! (يعني ايران از آن خرابه ها هم بدتر است آقاي ميري؟). بعد از سه هفته مي فهميم نماز اين خانواده به شدت مسلمان (از نگاه ك ارگردان) بعد از رفتن دختر قضا مي شده است! خانواده اي كه در اول فيلم نماز صبحشان را به جماعت مي خواندند حالا به راحتي نمازشان قضا مي شود! واقعا اگر اين خانواده اينقدر به رفتارهاي اين دختر نيازمند بودند او از اينجا فرار مي كرد؟ خانواده اي كه تا مي فهمند عروسشان مشكل حاملگي دارد شروع مي كنند براي پسرشان زن دوم بگيرند! واقعا اگر اين خانواده اينقدر به گناه اهميت مي دهند چرا پسرشان تا 50 سالگي مجرد مانده است! چرا؟ براي حل اين معضل فيلمنامه اي و براي تكميل اين سناريوي تخريب مذهبي هاي چادريِ نفهممان، يك زن طلاقي را هم كه از دست اينان به داد آمده به داستانتان اضافه مي كرديد؟ بار دراماتيك داستانتان حكما پربار تر مي شد!...اينطور نبود آقاي ميري...واقعا بدي هاي ديگري نبود كه بتوانيد به اين مسلمان نماهاي بي اخلاقِ نفهم بي عقل ببنديد..چرا بود! بايد بيشتر تلاش مي كرديد!!...حيف شد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مازيار ميري را چند سالي مي شود كه از آثارش مي شناسم! از دغدغه نابودي خوانندگي زنان خراساني در قطعه ناتمام بگير تا قاتل بودن رزمنده هاي مان در جنگ(هميشه برايم سوال است كه آقاي ميري كه در جايي گفته است دغدغه نشان دادن دفاع مقدس را داشته اند، آيا موضوعي بهتر از داستان من قاتل پسرتان هستم احمد دهقان در اين كشور براي رفع اين دغدغه پيدا نكرده‌اند كه به ‌آن پرداخته اند؟)...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اين كارگردان جوان از آن هنرمنداني است كه به شدت ژست هنري مي گيرد.در آثار او هميشه پر است از تعصبهاي مذهبي بيجاي سنتي و مذهبي،بي عقلي هاي مذهبي، خرافات وابسته به سنت، دينداران بي عمل و اخلاق و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مازيار ميري در اين اثرش هم از هدف والاي خود در بد نشان دادن عناصر ديني در زندگي روزمره عقب نشيني نكرده است! هرچند سعي كرده است براي موجه نشان دادن اثرش از المان‌هاي مذهبي براي مقابله استفاده نمايد! اما در پايان تمام فيلم‌هايش يك عنصر بيش از همه حالت را به هم مي زند: دين و دينداري هاي بي هدف! از ديد آقاي ميري به احتمال بسيار زياد دين هم مشروعيتش را از اخلاق مي گيرد و دين داري بدون اخلاق پذيرفته نيست، درحالي كه اخلاق مداري بدون دين چنين نيست و با تمام وجود پذيرفته خواهد بود!!... اينطور نيست اقاي ميري؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;(...در ضمن حضور اين كارگردان جوان و با استعداد را به عرصه تلويزيون تبريك مي گويم! به هر حال فيلم دفاع مقدسي ساختن اين خاصيت ها را هم دارد! مهم دفاع مقدسي بودنش است اقاي ميري، محتوايش كه...)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پ.ن:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- نمي خواستم طولاني شه! ولي شد! هميشه بي انصافي‌هاي بزرگ توجيهات و انتقادات بيشتري هم به خود اختصاص مي دهند!...ياعلي &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 21:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه چيزمان به چه چيزمان رفته است!؟</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مدتهاي مديدي سوالي ذهنم را مشغول كرده است: «ما چه چيزمان به چه چيزمان رفته است؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مساله چندان هم سخت نيست. مثلاً براي حمل و نقل كارخانه هاي مونتاژ ماشين ساخته ايم. بي كيفيت ترين ماشين‌هاي دنيا را 5 برابر قيمت توليدش مي فروشيم. چندين ميليون نفر از اين صنعت توليد و خدمات پس از فروشش نان مي خورند... آخرش كاشف به عمل مي ايد بزرگترين اين كارخانه ها 8 برابر سرمايه هاي منقول و غير منقولش بدهكار است! آيا اقتصادداني در كل تاريخ پيدا خواهد شد كه به اين سوال پاسخ دهد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين ماشين ها را به خيابان ها مي ريزيم. نزديك نيمي از اين ماشينها يا  تاكسي اند يا مسافربران شخصي. معادله جالبي در اين بين در ميان است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دولت به اين بهانه كه حمل و نقل و تعداد ماشين هايي كه خودش توليد كرده و هر روز به بازار اضافه مي كند زياد شده است قيمت بنزين را بالا مي برد! مسافركش كرايه را چند برابر مي كند. با اين استدلال كه هزينه بنزين و پوشاك و غذا گران شده است. لباس فروش مي گويد هزينه غذا و حمل و نقل و بنزين بالاست محصولاتش را چند برابر مي كند. غذا فروش به اين بهانه كه حمل و نقل و بنزين و پوشاك هزينه زيادي در زندگي دارد غذاي بي كيفيتش را چند برابر مي كند. و در اين ميان اين 4 عنصر اصلي زندگي مدرن(غذا، پوشاك، بنزين، حمل و نقل) تاثير مستقيمشان را بر گراني در ساير مشاغل مي گذارند و اين وسط صداي هيچ كس به هيچ جا نمي رسد!!  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*** &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دولت چندين ميليون عضو دارد كه كارمندند. براي امور خدماتي، توليدي، نظارتي، قضايي و ساير مسايلي كه در حيطه امور مربوط به دولت است. بر طبق آمار رسمي ميزان بهره وري در ميان اين كارمندان 50 دقيقه در روز است(و اين تازه در بهترين حالت است!). نهادهاي نظارتي هميشه خدا بيكارند. تعزيرات حكومتي انگار فقط كارش بلعيدن بودجه اي كلان است. بر هيچ چيز نظارتي وجود ندارد. هميشه از خودت مي پرسي:«اگر همه اين كارمندان دولت را از كار برداري آيا اتفاق مهمي در كشور خواهد افتاد؟» و جوابت به اين سوال اين است: «خير! اتفا مهمي نخواهد افتاد! غير از اينكه عده بسياري كه ماهانه پول زيادي را به جيب مي زنند از كار بيكار خواهند شد!!» چون اگر غير از اين بود ماحصل تمام اين كارمنديها بايد به اينجا ختم مي شد كه بتوان بدرستي بازار مشاغل آزاد را كنترل كرد، سيستم حمل و نقل عمومي و خصوصي درستي مي‌داشت. ماشين ها به موقع از رده خارج مي‌شدند. مغازه ها بدون اجازه قيمت را بالا نمي بردند. خدمات شهری مناسبی دریافت می کردند و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرچه بيشتر فكر مي‌كنم جوابي بهتر از اين پيدا نمي‌كنم!:«حقيقتاً ما همه چيزمان به هيچ چيز نداشته مان رفته است!»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پي نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV&gt;ما پيشاپيش مخلص تمام كارمندان، مشاغل آزاد  و... نيز هستيم!!&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک عکس جالب از کانتر وبلاگ: (&lt;A href=&quot;http://ermineh.persiangig.com/image/akina/2.jpg&quot;&gt;+&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;DIV&gt;عيد قربان مبارك! همچنان سرمان بيخود شلوغ است! شايد از بيكاري زياد!!...ياعلي&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهان اول، دوم يا سوم! مساله اين است!</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عادت بدي است مرسوم در ميان ما ايرانيان و يا شايد در ميان بسياري ملت‌هاي ديگر كه هرگاه نسبت به موضوعي استدلال منطقي‌اي نداريم، از اساس مي‌زنيم زير موضوع تا شايد به جواب برسيم! چيزي شبيه به همين مثال معروف پاك كردن صورت مساله! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يكي از اين مسائل خيلي مهم كه سالهاي سال است شخصاً گريبان من را گرفته و هيچ رقمه هم يقه مبارك را ول نمي‌كند، موضوع وجود يا عدم وجود جهاني به نام «اول»،«دوم» يا «سوم» است. جهان اولي كه خب مشخص است و در درجه بندي دنيا درجه A دارد و بعدي‌ها هم به هكذا! از اقبال بد، كشور ما ايران از قضا و با توطئه استكبار جهاني(!) تلپي افتاده است در ميان اين جهان سومي‌ها يا در رده C! اما در اينجا صاحبنظران و متخصصين زيادي هستند كه بالكل منكر موضوعي به نام همين رده‌بندي جهاني مي‌شوند و از قضا ما را در همه موارد همرديف منظم‌ترين و پيشرفته‌ترين كشورهاي دنيا مي دانند (و اگر جلويشان را نگيري شايد پيشرو ترين آنها) مگر اينكه خلافش ثابت شود(!) و البته خب هميشه هم مواردي كوچكي براي انتقاد كردن وجود دارد! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خب به شخصه براي من خيلي وجود يا عدم وجود چنين رده‌بندي‌اي معنايي ندارد. يعني يك جورهايي من اين رده‌بندي‌ها را با ترازوي خودم مي‌سنجم. چنانكه كافي است در ليست كشورهاي جهان اول و دوم و سوم نگاهي بياندازم و تفاوتهايشان را به چشم بنگرم تا شايد اگر بزرگان، دنيا را سه قسمت كرده‌اند، من دنيا را به دوقسمت كنم! جهان «خوشبخت» و جهان «بدبخت»! بماند كه خيلي هم تعريف درستي براي اين تقسيم بندي‌ام ندارم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين روزها بحث حضور بعضي كشورها در بازي‌هاي جام جهاني خيلي سر زبان‌هاست، مخصوصا بازي مصر و الجزاير(از قضا و با تاسف بسيار جز كشورهاي جهان سوم!). خب اين روزها خيلي‌ها به جام جهاني صعور كردند و خيلي ها هم مثل ما مثل اغلب اوقات صعود نكردند! به چرايي‌اش و حضور دايي و قطبي و كفاشيان و كه و كه كاري نداريم. اما حقيقتاً نوع برخورد كشورهاي جهان اول و دوم را با اين موضوع مقايسه كنيد با نوع برخورد مردمان كشورهاي جهان سوم! مثلاً اين روزها و بعد از كشتارهاي فراوان و زخمي‌هاي بسياري كه بر دست مسئولين دو كشور مصر و الجزاير باقي مانده است، مساله اصلي در ميان كشورهاي جهان اول و دوم و صاحبنظرانشان اين است كه «مصر در بازي با الجزاير بازي جوانمردانه را رعايت نكرده است!». در حالي كه مردمان آن دو كشور به بهانه همين فوتبال(با تمام اهميتش) روي هم اسلحه كشيده‌اند و حال نكش كي بكش! به موضوع كه دقيق نگاه كني برايت سوال ايجاد مي‌شود...واقعاً نوع بر خورد اين دو سه مدل كشور با موضوع يكسان است؟ مردمانشان چه طور؟ دولتهايشان چه‌طور؟ نظر شما چيست؟ ايا واقعاً جهان اول و دوم و سوم وجود خارجي ندارد؟ جهان حوشبخت و بدبختش به جاي خود!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لينك‌هاي مرتبط: &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300403&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300570&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300403&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300067&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300222&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300414&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پي نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          التماس دعا! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 08:47:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنگ است دلم براي آن خانه‌ي دوست...</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اين روزها دلم خيلي هواي كعبه كرده...خيلي زياد...دلم پر مي زنه دوباره برم كنار كعبه بشينم قرآن بخونم... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برم بشينم زل بزنم به اون پرده سياهي كه نگاهت رو ساعتها به خودش جذب مي كنه... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيلي دلم براي دوباره ديدن اون صفاي كامل پر مي‌زنه... نمي دونم...اونجا فقط خدا بود و خدا و اينجا...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين روزها ديگه قرآن ماهرالمعيقلي و نماز جماعتش توي مسجدالحرام هم ديگه آرومم نمي كنه... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين روزا شنيدن دوباره و دوباره نماز ضبط شده از مسجدالحرام بيشتر هوايي ام مي كنه تا آروم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلم پر مي كشه برم روبروي ناودون طلا بشينم مناجات اميرالمومنين گوش كنم... بخونم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلم تنگه نسيم خنكيه كه داخل صحن مسجدالحرام به صورتت مي‌خوره...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلم تنگه تمام آن آرامش دوست داشتنيه داخل صحن مسجدالحرامه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلم خيلي تنگه...خوش به حال اونايي كه اين روزا اونجان...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 22:13:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوست نداشتنی ترین دلنوازان عالم!</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          پسرك اصلي‌اي دارد داستان به شدت خودخواه. آنقدر خودخواه كه در تمام تصميمات زندگي‌اش فقط و فقط خودش را مي‌بيند و نقش مادر و ناپدري‌اش تنها تا آنجا براي او مهم است كه با منافع او دخالتي نداشته باشد...از روي لجبازي با دختري ازدواج مي‌كند. از روي همين لجبازي باز هم بدون اينكه به توصيه ديگران گوش دهد مي‌خواهد زنش را طلاق دهد. پسرك فقط خودش را مي‌بيند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          دختري دارد داستان كه از قضا  دخترعمه ناتني(!) پسر و معاون وي در اژانس مسافرتي است. اين دو در اوايل داستان با هم خوبند. اما آنجا كه پسر از ازدوا ج با خواهر اين دختر سرباز مي‌زند اين دو با هم بد مي‌شوند. دخترك آنقدر بدجنس است كه گاهي از رفتارهايش چندشت مي‌شود!...دختري مغرور. خودراي. زير آب زن. حسود و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          پسر ديگري دارد اين داستان كه از قضا همكار دو نفر بالاست. در بد بودن اين پسر جوگير هر چه بگويي كم است. همانجا كه به او خوبي مي‌كني حاضر است براي منافعش جانت را هم بگيرد. يعني اگر تا مرفق دستت را در عسل كني و توي دهانش بگذاري اين آدم كوچكترين تعهدي به تو نخواهد داشت. نه رفاقت سرش مي‌شود و نه بزرگتر كوچكتري... و داستان كه مي‌گذرد مي‌فهمي اين پسر با دختر دوست نداشتني بالايي سر هيچ و پوچ و لجبازي ازدواج مي‌كند! به همين سادگي...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          دختر ديگري دارد اين داستان بسيار مرموز. دختري كه با عمويش شغلي را انتخاب كرده است به نام ازدواج. دختري كه زير پوستي مي‌آيد و مي‌رود زير جلد پسرك اولي كه از قضا مدير آژانس هم هست! اين دختر كه ظاهرا از خانواده‌اي است از هم پاشيده هيچ‌گاه رفتارهايش مشخص نمي‌كند دقيقا خوب است يا بد. اما در مجموع شخصيتي دارد دوست نداشتني. دختري كه مسلما هيچ‌كس دوستش ندارد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          اما اين همه‌ي ماجرا نيست. جوان خوب هم در اين داستان پيدا مي‌شود. اين داستان دختري دارد مهتاب گون و از قضا چادري! از خوبي اين دختر هرچه بگويي كم است. از فهميدگي‌اش هم همينطور. برايت سوال پيش مي‌آيد كه دختري كه مادري ظاهراً بدجنس و چنين خواهر موزماري دارد چه طور در اين خانواده اين چنين بار آمده است! يعني تقريبا هيچ جايش كوچكترين شباهتي به خانواده‌اش ندارد. هر چند استثنائات ممكن است اما به هر حال اين استثنا هم در نوع خودش به شدت نچسب است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سريال دلنوازان اين شبها خيلي ها را خانه نشين كرده است. همه با همان حرارتي كه جومونگ را دنبال مي‌كردند اين را هم دنبال مي‌كنند. نقش اول‌هايش مثل جومونگ شده‌اند سر در تمام روزنامه ها و مجلات.. اما تنها چيزي كه در اين بين مشخص نيست اين است كه حسين سهيلي زاده اين جوان‌ها را از كجا گرد آورده است! يعني خداوكيلي اين همه جوان نفهم و لجباز و حسود و... دور هم براي خودش نوبري است! پدر و مادرهاي بي‌منطق. فرزنداني بي‌منطق‌تر. رفتارهايي از اين دو هم بي‌منطق تر. تصميماتي احساسي و غيرعاقلانه. همه‌ي بي منطقي ها اين شبها گرد هم آمده تا از دلش دل نوازان بيرون آيد و به ما بگويد: اي جوانان به حرف پدر و مادرها گوش كنيد! پدر و مادر ها بچه ها را مجبور به تصميماتتان نكنيد! جوان ها چنين نكنيد و چنان كنيد و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوست دارم اين شبها كه از قضا دل‌نوازان را مي‌بينم از اقاي سهيلي زاده بپرسم: جناب! آيا همه جوانهاي جامعه ما چنين‌اند يا شما گشته‌ايد بدترين ها و بهترين‌هايش را دور هم جمع كرده ايد!! اين جامعه آدم خاكستري ندارد...؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پي نوشت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همين!...ياعلي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 20:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما تريپمان هنري است..</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در نظر بگير طرف را برداشته‌اي برده‌اي فلان شهر كه بيايد خير سرش برايت كار كند. دو روز اول مي‌گذرد و مي‌بيني عين خيالش هم نيست. قرار بوده گرافيك يك نرم‌افزار را طراحي كند. هرچه صبر مي‌كني مي‌بيني طرف از رو نمي‌رود. جلسه مي‌گذاري. به در مي گويي كه ديوار بشنود. هركس قول مي‌دهد كاري را انجام بدهد در تاريخي مقرر. تاريخ‌ها يكي يكي مي‌گذرد! اما اين پسر حتي دو روز بعد از زمان مقرر هم كارش را تحويل نمي‌دهد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مويش را فشن كرده است. ريش هايش را تيغ زده است. سبيل‌هايي درست كرده شبيه سبيل‌هاي سروش صحت. يعني يك تكه از ريشش را به سبيلش اضافه كرده كه مثلا قيافه‌اش هنري شود. صبح تا شب از بدي سيگار مي‌گويد و در حين گفتن مدام هم سيگار مي‌گيراند! مدام از زيبايي شناسي در كار حرف مي‌زند و اهداف غايي كه بايد در هنرشناسي كار رعايت شود! از هرچه سخن مي‌گويي در آن صاحب نظر است. اما هربار از او كار مي‌خواهي جواب مي‌شنوي:«آقا مگه فلان روز از من كار نخواسته‌اي؟ من همان موقع كار را به تو تحويل مي‌دهم!»...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روز تحويل كار رسيده. طرف يك هفته خورده و خوابيده. شب آخر افتاده به جان كار! صبحِ روزي كه قرار است كار را تحويل كارفرما بدهي كار را مي‌بيني! مفت نمي‌ارزد! يعني از جنبه همان زيبايي شناسي موصوف هم كه نگاه كني تنها چيزي كه اين كار ندارد همان زيبايي است!... نمي‌داني با طرف چه كار كني!...يك هفته طرف را برداشته‌اي مفت برده‌اي با يك ماشين دربست زير پا و شام و ناهار و بليط هواپيماي مجاني كه مثلا امكانات بدهي كارت خوب پيش برود اما...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متاسفانه داستان اين جواني كه نظيرش هر روز در ميان جامعه بيشتر مي‌شود شبيه داستان زندگي ماست.. آنقدر كه خوب حرف مي‌زنيم خوب عمل نمي‌كنيم... آنقدر كه ظاهرمان شكيل است باطنمان... آن قدر كه از زيبايي حرف مي‌زنيم زيبايي را نمي‌شناسيم.. آنقدر كه از خدا مي‌گوييم خدايي عمل نمي‌كنيم...واقعاً فردايي كه قرار است ما كار تحويل دهيم كارمان را آنطور كه بايد تحويل مي‌دهيم يا...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پي نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         مدت زيادي نبودم... به همين دليل امكان به روز رساني نداشتم.. سرم به اندازه كافي شلوغ بود...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         ميلاد آقا امام رضا مبارك... اقايي كه ما خودمان را هنوز همسايه‌اش مي‌دانيم و هنوز هم دلمان براي زيارتش تنگ است.. نذري كرده‌ام خفن براي حرم اقا... آن شا الله كه بشود و انجامش دهم تا دنيايي از آن نذر استفاده كنند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-         از لحاظ قمري كه حساب كني امسال 26 ساله شده‌ام اما از نظر شمسي هنوز يكسال كوچكترم!!...ياعلي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 10:35:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقاي انصاري! دقيقاً كجاي بيت امام فراجناحي است؟</title>
<link>http://akina.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوهفته اي مانده به انتخابات دور دهم رياست جمهوري. هر روز خبر مي‌رسد سيد حسن خميني با ميرحسين موسوي يا يكي از اعضاي آن ستاد ديداري دارد. حتي يكي دو صحبت از سيدحسن نقل مي‌شود دال بر اينكه او با ميرحسين و ستادش همكاري دارد. براي ما كه دوست داريم بيت امام را فارغ از اتفاقات جناحي ببينيم، بهتر است اين خبرها دروغ باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سيد حسن خميني در مصاحبه با روزنامه‌هاي ايتاليايي &lt;A href=&quot;http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=299554&quot;&gt;گفت&lt;/A&gt;: «&lt;B&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;نبايد از نظر دور دانست كه طالبان هم به نام اسلام عمل مي كنند و رييس جمهوري سابق، سيد محمد خاتمي، هم پرچمدار نوعي اسلام كاملا متفاوت از اسلام طالباني است»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انتخابات به پايان رسيده‌است. هيات دولت نهم براي بيعت با حضرت امام به حرم ايشان رفته اند. سيدحسن خميني براي استقبال از رييس دولتي كه پدربزرگش پايه گذاري كرده است به حرم امام نمي رود... او از مسئوليتش شانه خالي مي‌كند.. ان شا الله كه تعمدي در كار نبوده است! نگاه فراجناحي يعني...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رييس جمهور منتخب براي دريافت حكم تنفيذ به محضر رهبري رسيده اند. مطابق سنت مرسوم سيدحسن خميني بايد متن اين تنفيذ را بخوانند. سيد حسن حضور نمي يابد. رييس دفتر رهبري متن را مي‌خواند. ان شا الله كه اين بار هم تعمدي در كار نبوده است...نگاه فراجناحي يعني...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از انتخابات است. سيد صادق طباطبايي که دایی همین آقا سید حسن خمینی است مستقيم وارد مي شود. او از ميرحسن موسوي طرفداري مي‌كند. آيا نبايد طباطبايي را بسته به بيت امام بدانيم؟ بستگي دارد... آنجا كه به دردمان بخورد يا خير!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زهرا اشراقي مانند حسن خميني نوه امام است. چه قبل و چه بعد از انتخابات در مصاحبه هاي مختلف حمايت خود را از ميرحسن موسوي اعلام مي كند. او همسر محمد رضا خاتمي دبير  كل جبهه مشاركت است. جبهه مشاركت را كه مي شناسيم نه؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;او در مصاحبه با روزنامه‌اي ايتاليايي &lt;A href=&quot;http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=299554&quot;&gt;مي‌گويد&lt;/A&gt;:« كشور ما در حال حاضر دوران سياهي را مي گذراند»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اوايل دهه شصت است. انقلاب با ضد انقلاب در گير است. سيدحسين خميني نوه اما هر روز با صحبتهايش دردي بر دردهاي انقلاب مي افزايد. موضوع تا آنجا  پيش مي رود كه امام خميني به نوه‌شان &lt;A href=&quot;http://javadakar.blogfa.com/post-4601.aspx&quot;&gt;مي‌فرمايند&lt;/A&gt;:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«پسرم حسين خميني! جواني براي همه خطرهايي دارد كه پس از گذشت آنها، انسان متوجه مي‌شود. من ميل دارم كساني كه به من مربوط هستند، در اين كوران‌هاي سياسي وارد نشوند؛ من اميد دارم كه شما با مجاهدت در تحصيل علوم اسلامي و با تعهد به اخلاق اسلامي و مهار كردن نفس اماره بالسوء، براي آتيه مورد استفاده واقع بشوي؛ من علاوه بر نصيحت پدري پير، به شما امر شرعي مي‌كنم كه در اين بازي‌هاي سياسي وارد نشوي و واجب شرعي است كه از اين برخوردها احتراز كني؛ من به شما امر مي‌كنم به حوزه علميه قم برگرد و با كوشش، به تحصيل علوم اسلامي و انساني بپرداز. &quot; (صحيفه نور، جلد 14، صفحه 345)»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ديروز انصاري  رييس موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني &lt;A href=&quot;http://www.rouydadnews.info/pages/438.php&quot;&gt;نامه اي سرگشاده&lt;/A&gt; به جواد لاريجاني نوشت. او پس از اينكه از لاريجاني پرسيد چرا مانند هولوكاست نمي‌گذارند درباره انتخابات تحقيق شود و رييس جمهور وقت را به طور ضمني به تقلب متهم كرد(!؟)، لاريجاني را با ضديت به امام متهم كرده و اذعان داشته است: «&lt;B&gt;بيت امام فراجناحي است و به اين سادگي‌ها مرعوب نمي‌شود&lt;/B&gt;!»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حوادث ديروز و امروز انقلاب را كه ورق مي‌زنم دقيقا نمي فهمم منظور آقاي انصاري نسبت به فراجناحي بودن يعني چه؟ اينكه بيت امام مقدس است و معصوم و فارغ از اشتباه؟ يا خواسته اند تقدس پروري كنند؟ هرچه فكر كردم نفهميدم دقيقا در تعريف ايشان منظور از بيت امام و فراجناحي بودن بعني چه؟ نفهميدم دقيقا كجاي بيت امام در حال حاضر فراجناحي است؟...نفهميدم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز صبح بسياري از روزنامه ها كه تا ديروز خواستار برچيدن انقلاب خميني بودند، نسبت به اهانت به بيت امام هشدار دادند؟...نمي دانم... ان شا الله كه تعمدي در كار نبوده است...نگاه فراجناحي يعني...  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 10:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=akina&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>akina</dc:creator>
<guid>http://akina.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
