دوهفته اي مانده به انتخابات دور دهم رياست جمهوري. هر روز خبر ميرسد سيد حسن خميني با ميرحسين موسوي يا يكي از اعضاي آن ستاد ديداري دارد. حتي يكي دو صحبت از سيدحسن نقل ميشود دال بر اينكه او با ميرحسين و ستادش همكاري دارد. براي ما كه دوست داريم بيت امام را فارغ از اتفاقات جناحي ببينيم، بهتر است اين خبرها دروغ باشد.
***
سيد حسن خميني در مصاحبه با روزنامههاي ايتاليايي گفت: « نبايد از نظر دور دانست كه طالبان هم به نام اسلام عمل مي كنند و رييس جمهوري سابق، سيد محمد خاتمي، هم پرچمدار نوعي اسلام كاملا متفاوت از اسلام طالباني است»
***
انتخابات به پايان رسيدهاست. هيات دولت نهم براي بيعت با حضرت امام به حرم ايشان رفته اند. سيدحسن خميني براي استقبال از رييس دولتي كه پدربزرگش پايه گذاري كرده است به حرم امام نمي رود... او از مسئوليتش شانه خالي ميكند.. ان شا الله كه تعمدي در كار نبوده است! نگاه فراجناحي يعني...
***
رييس جمهور منتخب براي دريافت حكم تنفيذ به محضر رهبري رسيده اند. مطابق سنت مرسوم سيدحسن خميني بايد متن اين تنفيذ را بخوانند. سيد حسن حضور نمي يابد. رييس دفتر رهبري متن را ميخواند. ان شا الله كه اين بار هم تعمدي در كار نبوده است...نگاه فراجناحي يعني...
***
بعد از انتخابات است. سيد صادق طباطبايي که دایی همین آقا سید حسن خمینی است مستقيم وارد مي شود. او از ميرحسن موسوي طرفداري ميكند. آيا نبايد طباطبايي را بسته به بيت امام بدانيم؟ بستگي دارد... آنجا كه به دردمان بخورد يا خير!
***
زهرا اشراقي مانند حسن خميني نوه امام است. چه قبل و چه بعد از انتخابات در مصاحبه هاي مختلف حمايت خود را از ميرحسن موسوي اعلام مي كند. او همسر محمد رضا خاتمي دبير كل جبهه مشاركت است. جبهه مشاركت را كه مي شناسيم نه؟!
او در مصاحبه با روزنامهاي ايتاليايي ميگويد:« كشور ما در حال حاضر دوران سياهي را مي گذراند»
***
اوايل دهه شصت است. انقلاب با ضد انقلاب در گير است. سيدحسين خميني نوه اما هر روز با صحبتهايش دردي بر دردهاي انقلاب مي افزايد. موضوع تا آنجا پيش مي رود كه امام خميني به نوهشان ميفرمايند:
«پسرم حسين خميني! جواني براي همه خطرهايي دارد كه پس از گذشت آنها، انسان متوجه ميشود. من ميل دارم كساني كه به من مربوط هستند، در اين كورانهاي سياسي وارد نشوند؛ من اميد دارم كه شما با مجاهدت در تحصيل علوم اسلامي و با تعهد به اخلاق اسلامي و مهار كردن نفس اماره بالسوء، براي آتيه مورد استفاده واقع بشوي؛ من علاوه بر نصيحت پدري پير، به شما امر شرعي ميكنم كه در اين بازيهاي سياسي وارد نشوي و واجب شرعي است كه از اين برخوردها احتراز كني؛ من به شما امر ميكنم به حوزه علميه قم برگرد و با كوشش، به تحصيل علوم اسلامي و انساني بپرداز. " (صحيفه نور، جلد 14، صفحه 345)»
***
ديروز انصاري رييس موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني نامه اي سرگشاده به جواد لاريجاني نوشت. او پس از اينكه از لاريجاني پرسيد چرا مانند هولوكاست نميگذارند درباره انتخابات تحقيق شود و رييس جمهور وقت را به طور ضمني به تقلب متهم كرد(!؟)، لاريجاني را با ضديت به امام متهم كرده و اذعان داشته است: «بيت امام فراجناحي است و به اين سادگيها مرعوب نميشود!»
***
حوادث ديروز و امروز انقلاب را كه ورق ميزنم دقيقا نمي فهمم منظور آقاي انصاري نسبت به فراجناحي بودن يعني چه؟ اينكه بيت امام مقدس است و معصوم و فارغ از اشتباه؟ يا خواسته اند تقدس پروري كنند؟ هرچه فكر كردم نفهميدم دقيقا در تعريف ايشان منظور از بيت امام و فراجناحي بودن بعني چه؟ نفهميدم دقيقا كجاي بيت امام در حال حاضر فراجناحي است؟...نفهميدم...
***
امروز صبح بسياري از روزنامه ها كه تا ديروز خواستار برچيدن انقلاب خميني بودند، نسبت به اهانت به بيت امام هشدار دادند؟...نمي دانم... ان شا الله كه تعمدي در كار نبوده است...نگاه فراجناحي يعني...
«...بسياري از ما به طور مبهم حس ميكنيم كه چيزها تندتر حركت ميكنند. پزشكان و متخصصين شكوه ميكنند از آخرين پيشرفتهاي رشته تخصصيشان نميتوانند به علت سرعت آگاه شوند...در بين بسياري از مردم حالت ناراحتي در خصوص «تكاپوي تغيير»ديده ميشود و نگران آنند كه ديگر نتوانند تغيير را مهار كنند...»
«..تغيير به دنبال خود انواع و اقسام پديدههاي اجتماعي بديع فراهم ميآورد...مثل كودكان دوازدهسالهاي كه ديگر حالت كودكانه ندارند و سالمنداني كه در پنجاه سالگي چون كودكان دوازده سالهاند...»
«...شوك آينده پديدهاي است زماني، محصول آهنگ پرشتاب تغيير در جامعه است. شوك آينده از قرار گرفتن يك فرهنگ جديد بر روي فرهنگ قديم پيش ميآيد...فردي را از فرهنگش جدا كنيد و او را ناگهان در محيطي شديداً متفاوت با فرهنگ خودش قرار دهيد. فرهنگي با مجموعهاي از اشارات متفاوت كه ميبايد در برابر آنها واكنش نشان دهد، با مفاهيم متفاوتي از زمان، فضا، كار، عشق، مذهب، رابطه جنسي و غيره و همه اميدهاي او را به بازگشت به محيط اجتماعي آشناتري قطع كنيد. خواهيد ديد كه نابساماني روحي چنين فردي دو چندان ميشود...»
***
آنچه ملاحظه گرديد گوشههايي از كتاب تكان دهنده «شوك آينده» نوشته الوين تافلر است. كتابي به شدت آموزنده و پندآموز. كتابي براي فهم آن چيزي كه اين روزها در آن گم شدهايم. كتاب شناخت آينده اي كه گذشتگان ساختند.
شوك آينده از تغيير مي گويد و پايان عصر تداوم. از ديروز مي گويد و امروز و فردا...شوك آينده همان چيزي است كه نزديك جهار دهه قبل تافلر در خصوص آن هشدار داده است و انگار در دنيا كسي نبوده است كه به حرفهاي او جامه عمل بپوشاند.حرفهاي تافلر در اين كتاب مربوط به آغاز اين تغييرات بنيادين در غرب است. چيزي نزديك به چهل سال پيش. اما مصاديق موجود در اين كتاب با آنچه امروز در ايران ميگذرد بسيار شبيه است. نمي دانم. شايد به قول تافلر واقعاً اين گذار تاريخي در همه جاي دنيا يك شكل داشته باشد و فقط در نوع برخي مصاديق تفاوت داشته باشد. والا در خصوص تعارضات شديد فرهنگي هيچ تفاوت عمده اي بين ايران كنوني و آمريكاي چهل سال قبل ديده نمي شود. به هر حال شايد آشنايي بسياري از ما ايرانيان با اين كتاب و خواندن آن بتواند تعارضات بسيار شديد فرهنگي ايران را تا حدودي به كنترل خود درآورد. البته به شرطي كه با اين كتاب هم مثل بسياري كتاب هاي آموزنده ديگر برخورد سلبي صورت نگيرد...ياعلي