نمی دانم چه طور است که بسیاری از دوستان مخالف احمدی نژاد، نوع دفاع رهبری را از احمدی نژاد دقیقا همانند دفاع ایشان از ستیر دولت های سابق ایران می دانند! در حالی که هنوز بسیاری دفاع سرسختانه ایشان از رییس جمهور فعلی را در سمنان و گرمسار از خاطر نبرده اند! تا جایی که تیتر اول سایت بی بی سی فارسی چنین بود: دفاع بی سابقه رهبر ایران از یک رییس جمهور!. و در بسیاری از موارد مختلف شاخصه های این دولت را متفاوت تر از دول قبل بیان نموده اند(+)
اما با همه این احوالات بسیاری آنقدر بر این جهل خود ساخته اصرار ورزیدند که رهبر معظم انقلاب در سفر به کردستان شاخصه هایی را مطرح کردند تا بسیاری را از این جنگ بی ثمر بازدارند و در دفاع از دولت حرفهای بسیار زدند و تخریب دولت را بار دگر نکوهش کردند!:
«کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند چرا که گرایش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگی است.کسی به گوینده اینگونه حرفهای تخریبی که انشاءالله از روی اشتباه بیان می شود، دلبسته و علاقه مند نخواهد شد بنابراین نامزدهای محترم دقت کنند که با حرفهایی که بسیاری از آنها واقعیت هم ندارد افکار عمومی را تخریب نکنند.» (+)
- «كساني را روي كار بياوريد كه راه امام و ارزشها و اصول آن بزرگوار را ادامه دهند و ايستادگي در مقابل زورگويان جهاني را، «ارزش» بدانند.اگر در پي انتخابات، كساني در مراكز گوناگون سياسي و اقتصادي روي كار بيايند كه بجاي ادامه راه امام و ترويج اصول و ارزشهاي امام و انقلاب، بخواهند با تملق گويي دولتهاي مستكبر غربي، به خيال خود موقعيتي براي ايران دست و پا كنند، اين براي ملت يك مصيبت است.» (+)
- «امروز یعنی در دوران سرافرازی ملت ایران و نظام اسلامی، وقتی کسی جنایات امریکا و صهیونیستها را در تریبونهای جهانی مطرح می کند ملتهای جهان از انقلاب اسلامی درس می گیرند و شجاع می شوند اما متأسفانه در داخل عده ای احساس خجالت و شرمندگی می کنند همانگونه که در رژیم طاغوت هم برخی از خواندن نماز در میان جماعت و در ملأ عام احساس شرمندگی می کردند.مواضع صریح و مستحکم ملت مقتدر ایران درباره مسائل بین المللی همواره باید با افتخار مطرح شود تا جهانیان عظمت این مردم و نظام منتخب آنها را بیشتر دریابند.» (+)
ایشان همچنین مصوبات سفرهای استانی دولت را ارزشمند دانسته (+) و بار ها از این سفرها استقبال نموده اند! با تمام این احوالات بسیاری از دوستان انگار گوشهایشان در شنیدن حرف های کسی که مدام در تبلیغاتشان از او مایه می گذارند بسته است!...
معیارها را کنار هم بگذاریم...به کسی غیر از احمدی نژاد می رسید؟! صحبت های ایشان فصل الخطاب است، برای آنان که حداقل ایشان را ملاک بسیاری از تصمیمات می دانند...
پ.ن
- رحلت آیه الله بهجت برای بسیاری هنوز غیر قابل باور است... آن هم در نزدیکی فاطمیه...مطمئنا دیشب میهمان مادر اهل بیت و اهل بیت بوده اند... خدا بیامرزتشان...غم سنگینی است...
- جالب است...یک گاف خنده دار، اما تکراری...! (+)...یاعلی
آنها که کمی حقوق می دانند همه معترفند در جایی که جرمی اثبات شد و به مرحله صدور حکم رسید یعنی هیچ راه بازگشتی نیست مگر...
1: دادگاه تجدیدنظر رای اول را باطل کند
2: طرف مقابلتان یک خبرنگار آمریکایی- ایرانی باشد
3: مرغ همسایه باشد
4: رییس جمهور ایالات متحده برای آزادیش سخنرانی کند و نامه محرمانه بنویسد
5: در راه احقاق عدالت انسانی قیام نکرده باشد
6: از یاران رییس مجمع تشخیص مصلحت باشد!
7: سیر جانی نباشد
7:جاسوس باشد!
و بر طبق مدلول گفته های فوق، آنها که کمی حقوق می دانند متوجهند که :
اگر در دادگاههایی مختلف رویه ای قضایی حاکم شود به طور اخلاقی سایر دادگاه ها موظفند از او پیروی کنند. پس:
1: از این پس همه خبرنگاران(وطنی و غیر وطنی) با خیال راحت می توانند جاسوسی کنند!
2:از این پس همه جاسوسان می توانند لباس خبرنگاری تن کنند!
3: از این پس تنها در لوای جاسوسان می توان احقاق عدالت نمود و به زمین خواری و رانت خواری اعتراض نمود!
4: از این پس همه زمین خواران هم می توانند جاسوس شوند تا کسی به آنها کار نداشته باشد!
5:و...
پس ای کاش طلبه سیرجانی:
1: خبرنگار بود!
2: جاسوس بود!
3: خبرنگار جاسوس بود!
4: آمریکایی بود
5: در مجمع تشخیص مصلحت جایگاهی می داشت!...تا...
یک دنیا انتظار آزادیش را بکشند و لحظه به لحظه پس از آزادیش را به تصویر کشند و اینگونه راحت به ریش تمام آنها که دل خوش به عدالت بودند می خندید...در حالی که نه اثری از اعتصاب غذا در او دیده می شد و نه شکنجه...یاعلی
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» سوره مائده آیه 8
تا کنون با خود اندیشیده ایم که چرا همه ما با غرور از استدلالات هر چند غلط خود به شدت دفاع می کنیم؟!
تا کنون با خود اندیشیده ایم که چه بسیار علومی داریم که تنها از دریچه ذهن یک نفر نشات می گیرد؟!
اندیشیده ایم که بزرگترین گم شده امروز جامعه ما چیست؟ اقتصاد؟ مدیریت؟ علم؟ فرهنگ؟ و... هزاران علامت سوال دیگر...
بیشتر بیاندیشیم...اقتصاد مشکل اصلی ماست یا فرهنگ استفاده از علم اقتصاد؟...
مدیریت مشکل ماست یا فرهنگ چگونگی مدیریت کردن؟
نبود علم مشکل ماست یا فرهنگ استفاده صحیح از علوم مبتنی بر زمان و مکان؟
نیک بیاندیشیم...تیراژ کتاب مشکل اصلی مشکلات فرهنگی ماست یا کمبود فرهنگ استفاده از کتاب...
همه پر هستیم از منیّت های افسار گسیخته ی فردی...فردگرایی های مبتنی بر علوم شخصی...
و چرا؟! چرا ما بدان جا نمی رسیم که بدانیم و تنها بدانیم که هیچ نمی دانیم؟ چرا؟!...چرا دوست نداریم از حصار افکار محدود خود رهایی یابیم؟ دوست نداریم کتاب را به جزء لاینفک زندگی مان پیوند دهیم؟ دوست نداریم با افکار به روز شده ی عالم آشنا شویم؟ تا شاید بفهمیم دنیایی هم هست بزرگ تر از ذهن محدود ما...دنیایی که همیشه هم به دنبال استعمار نیست و حرفهای بسیار دارد برای گفتن! برای رشد آدمیت...
و اینجاست که افسوس می خوریم به نقصان جدی فرهنگ در کشورمان... و مظلوم تر از همه فرهنگ دهان پر کن کتابخوانی!...
و از خود باز هم میپرسم...چرا همیشه خرید میلیونی مردم از نمایشگاه کتاب را مبنایی می دانیم بر رشد فرهنگ کتابخوانی در کشورمان؟ به راستی در طول سال چه مقدار از ده ها کتابی که از نمایشگاه کتاب می خریم را می خوانیم؟ و حتی با خود اندیشیده ایم که چرا صدا و سیمای ما فقط در ایام هفته کتاب به یاد کتاب می افتد؟...فکر کنیم!...
چرا کتاب و فرهنگ کتابخوانی این قدر مظلوم است؟
و آنچه در آخر بدون جوابی قاطع به ذهنم خطور می کند این است...مظلوم ترین دانای عالم...کتاب!
این روزها گه بازار سخنرانی های داغ کانداهای بالقوه و بالفعل ریاست جمهوری داغ است، به این نتیجه رسیده ام که این احمدی نژاد چقدر موجود بدی است! رانت خوار، بی برنامه، عوام فریب! تشتت گرا، بی تدبیر، تنبل، بدون هیچ پشتوانه فکری، دزد، قاتل و...
***
هر چه به کنه صحبتهای کاندیداهایی که قرار است احتمالا روزی رییس جمهور من هم بشوند فکر می کنم می بینم واقعاً آنها غیر از تخریب رییس حمهور فعلی چه برنامه هایی دارند؟ هر چه گوش می کنم چیزی نمی بینم! غیر از تعطیل کردن طرح امنیت اجتماعی و توقف دادن سهام عدالت(؟؟؟!!!) توسط میر حسین، کم کردن مدت زمان خدمت سربازی و راه اندازی پارلمان معلمین توسط محسن رضایی، و دادن 70 هزار تومان توسط کروبی برنامه راهبردی دیگری به چشمم نخورد!!
***
داشتم فکر می کردم واقعا گرداندن یک کشور با همین دو برنامه برای هر کاندیدا کافیست یا نیاز به برنامه های کاربردی یا مدون دیگری هم هست! مثلا چرا هیچ کدام تا کنون نگفته اند این همه توسعه اقتصادی که از آن دم می زنند از چه روشی است؟ با چه کارهایی است؟ مسکن می سازند؟ جاده می زنند؟ پول چاپ می کنند؟ چرا ریز برنامه ها را ارئه نمی دهند!؟ واقعاً فکر کرده اند اگر احمدی نژاد را تخریب کنند دیگر کسی به او رای نخواهد داد؟
***
چه اشتباه مضحکی!..دوستان! اگر تنها به جنبه های منفی رییس جمهور فعلی بپردازید و تمام رفتارهایش را زیر سوال ببرید، مطمئن باشید دود این همه سیاه نمایی به چشم نظام خواهد رفت و نه شخص احمدی نژاد!!..اگر کسی بر اساس صحبت های شما از این نظام دلگیر شود مطمئن باشید نه تنها به احمدی نژاد که به شما هم رای نخواهد داد!...او رای نخواهد داد...
***
مطمئن باشید من اگر بخواهم به کسی غیر از احمدی نژاد رای بدهم، او کسی است که برنامه هایی بهتر از رییس جمهور فعلی داشته باشد...
***
با اینکه احمدی نژاد خوبیهای زیادی داردو ایرادات هم کم ندارد، اما به این نتیجه رسیده ام او بدترین آدم روی زمین است...چون دوستان می گویند!!
پ.ن
9: بسیاری از ما عادت داریم هر چیز قشنگی که می بینیم می خریم! و بعد از مدت کوتاهی بیرونش می اندازیم! و یا بلا استفاده در کمدها خاک می خورد! باور کنید بسیاری از این ها اسراف است! هدر دادن پول است. بهتر است با برنامه خرید کنید. مثلا بدانید امسال 3 شلوار و 4 پیراهن برایتان کافی است. و سعی کنید بر همین مبنا خرید کنید. اگر اینگونه خرید نمی کردیم که پر مصرف ترین کشورهای جهان در همه زمینه نبودیم!!
10: بسیاری از ما در هنگام دم کردن چای مقدار زیادی چای خشک در قوری می ریزیم و بعد نیم بیشترش را بیرون می ریزیم! در صورتی که معمولا می دانیم چه مقدار چای در منزل یا محیط کار مصرف خواهد شد. بهتر است هنگام دم کردن دقت کنیم چه مقدار چای مصرف خواهد شد!....یاعلی
- همین مطلب در برنانیوز(+)
پیش ما سوختگان، مسجد و میخانه یکیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی است
اینهمه جنگ و جدل حاصل کوتهنظریست
گر نظر پاک کنی، کعبه و بتخانه یکیست
هر کسی قصه شوقش به زبانی گوید
چون نکو مینگرم، حاصل افسانه یکیست
اینهمه قصه ز سودای گرفتارانست
ورنه از روز ازل، دام یکی، دانه یکیست...
عماد خراساني
یوسف من! قحطی عشق است، اینان را بهل!
کلفت دین اند و دنیا، از تکلّف می خورند
آخر این قصّه را من جور دیگر دیده ام
گرگ ها را هم برادرهای یوسف می خورند!
شايد گرگ ها هم در خطر باشند...برادران يوسف در حال تكثيرند...
فکر تبر جدید باش ابراهیم...
هزار سال دگر...صدهزار سال دگر
اگر تو زود بیایی،اگر که دیر شوم...
سلام سبز مرا از جوانه ها بپذیر
به پیشوازت اگر یک درخت پیر شوم...
***
به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه میگویم
که در نگاه تو بازارِ شعرها گرم است...
2 سال گذشت و هر آنچه گفتيم و مي گوييم تلاشي است از سر تكليف... و يا شايد رفع تكليف! ...ياعلي
نمی فهمم ما را چه شده است که داریم تبدیل به خودخواه ترین موجودات زمین می شویم!...هیچ گاه دوست نداشتم این واقعیت را بپذیرم ولی... حقیقتا بسیار خودخواه شده ایم... همه مان! دیگران را به کل فراموش کرده ایم...شده ایم تمام من! این واقعیت محض چنان در کل جامعه رسوخ پیدا کرده که در تمام آحاد و طبقات جامعه می توان به وضوح آن را دید...
چه بسیار مسئولین و مدیرانی که فقط خودشان را می بینند، نه مردم را! منافع خود و جزبشان و نه مردم را! آنجا که مونوریل و مترو و اتوبوس های شهری و جاده سازی ها و... تمام طرح های مفید و کلان به دست خودخواهی های شخصی و سیاسی به ورطه فراموشی سپرده می شود و تنها چیزی که به آن اهمیت داده نمی شود دیگران اند!
چه بسیار مدیران شرکت ها و سازمان های دولتی و خصوصی که تنها برای منفعت بیشتر سرمایه ها و پول بیت المال را چه در کم گذاشتن در مناقصات و چه در عدم انجام تعهدات و... هدر می دهند و هرگز به دیگرانی فکر نمی کنند که در این پول ها سهیم اند!
چه بسیار مردمی که هر روز با تبختر بر ماشین های رنگارنگ خود، تک سرنشین نشسته و در خیابان ها حرکت می کنند و لحظه ای حاضر نیستند با تاکسی یا وسایل دیگر عمومی به کارهای هرچند غیر ضروریشان بپردازند! چرا؟ چون هم پول ماشین داده اند که سوار شوند و هم پول بنزین می دهند!! و چه بسیارند آنها که شهر ها را زباله دانی می کنند تا ماشین ها و خانه هایشان تمیز بمانند و به تنها چیزی که اهمیت نمی دهند حفظ حقوق دیگران است!(؟)
چه بسیار اند مردممان که که کوچکترین اهمیتی به مصرف انرژی های کشور نمی دهند! تا می توانند چراغ روشن می کنند تا دلشان نگیرد! چه بسیار آب مصرف می کنند چون پولش را می دهند! چه بسیار گاز مصرف می کنند چون ارزان است و ما دومین دارنده گاز جهانیم!! چه بسیار غذا اسراف می کنند چون کلاسشان ایجاب می کند! چه بسیار پارتی بازی می کنند چون همه چنین می کنند! چه بسیار حق هم را می خورند تا عقب نیافتند! و چه بسیار و چه بسیار کارهایی که خود آگاه تریم به آن تا دیگران!
چه خودخواهند ساکنان تهران که تمام امکانات کشور را حق تهران می دانند و گمان می کنند ایران یعنی تهران و چه بسیار ساکنان سایر شهر ها که غریبه ها را از خود می رانند و خود را برگزیده ترین قوم کشور می پندارند و چون به جایی می رسند هر کس به جای شایسته سالاری فامیل سالاری را سرلوجه اش قرار می دهد..
و من نمی دانم چرا چنین شده ایم!! چرا حقوق دیگران را رعایت نمی کنیم!..آیا باید چنان گند بزنیم در خودخواهی، که رهبری برای ادب کردنمان امسال را سال اصلاح الگوی مصرف بنامند!! ایشان نیک بیشتر از هر کسی می دانند که ریشه تمام عقب ماندگی ما هیچ نیست جز خودخواهی... که اگر این آفت را از سر راه برداریم، آن هم در درون، یک شبه رهی هزار ساله را خواهیم پیمود...
پ.ن
- ارمینه هم مجدداً به عرصه وبلاگ نویسی باز گشته! خیرمقدم می گم حضور مجدد همزادم را!!...
- به نظرم اجلاس دوربان نقطه مهمی بود در نشان دادن دروغ بودن بسیاری از حقایق صوری جامعه جهانی...به احمدی نژاد و مواضعش که به نظرم درست بود کاری ندارم، در آنجا حقیقت دروغین تحمل مخالف برای بسیاری رو شد...یاعلی
آنقدر این حرف کلیشه ای را شنیده ایم که«فوتبال دیگر از حالت یک ورزش در آمده و تبدیل به یک صنعت و یک فرآیند اجتماعی موثر شده است!» و آنها که مرا می شناسند می دانند که یکی از شعارهایم این است که «کلیشه ها هر قدر هم تکراری، اما واقعیات لاینفک و ضروری زندگی ماست!»...
این روزها اوضاع فوتبالمان آنقدر خراب است که دیگر نمی دانیم غصه کدام قسمتش را بخوریم! تحقیر کشورمان در سطح بین المللی با تعویض های مکرر سرمربی تیمهای ملی یا باشگاهی مان!! شکست های افتضاح ملی و باشگاهی مان در سطح آسیا! دیدن قیافه آدم های مسئولی در این فوتبال که نه کوچکترین بویی از مدیریت برده اند، و نه بلدند با جریانات خزنده ی این رشته معامله کنند!! به جایی رسیده ایم که دیگر نه تنها عربستان و کره قدرتمند، که د رحال حاضر کویت و قطر نیز از ما بسیار قویترند، چه در عرصه باشگاهی و چه در عرصه ملی!! دیگر آنقدر مردم به شکست عادت کرده اند که اگر پرسپولیس 5 سال پیش 5 گل از منچستر می خورد طرفدارانش کشور را به آتش می کشیدند و الان دیگر حال اعتراض هم ندارند! به آنجا رسیده ایم که دعوای دو سرمربی بی اخلاق شده بحث اول فوتبالمان و هر روز شکست پشت شکست!!...
نمی دانم چه زمانی قرار است از این پیله در خود تنیده رها شویم! نمی دانم کی زمان حضور بزرگان و تجربه مندان عرصه ی دنیای فوتبال به این کشور خواهد رسید تا بر چینند بساط این بی سوادهایی که فوتبالمان را تسخیر کرده اند و تصمیم می گیرند!! نمی دانم آنها که کفاشیان را برای سمت رییس فدراسیون فوتبال انتخاب کردند اصلا شناختی از مافیاخیز ترین رشته ورزشیمان داشتند؟! یا منافع شخصیشان اقتضا می کرد او سر کار آید تا هر چه خواستند بر سر این رشته بی پدر و مادر آورند!؟ خدا عالم است! آنچه می دانیم این است که همه خسته اند! از این تحقیرهای ملی! کاش حداقل می توانستیم امیدوار باشیم روزی حداقل چهار سرمربی بزرگ دنیا را در تیم هایمان خواهیم دید! کاش حداقل می دانستیم مربیان ما هر چقدر هم که به علم روز دنیا آشنا باشند از دو جریان خارج نیستند!...
1: یا منتسب به یکی از جریان های خزنده پشت پرده فوتبال هستند
2: یا عضو آنها نیستند و به تنهایی حتی قدرت هدایت تیم خودشان را نیز نخواهند داشت!
و کاش می فهمیدیم شاید با دمیدن روحی تازه در کالبد این فوتبال چه در عرصه مدیریت و چه در عرصه مربیگری می توانیم به رشد این رشته امیدوار باشیم!...اما هیهات!! ظاهرا همه ترجیح می دهند مقداری گِل مرغوب بیاورند و در این فدراسیون بی خاصیت را گِل بگیرند که حداقل اعصابشان راحت تر باشد!!...
پ.ن:
- ظاهرا اوضاع بی ریخت فوتبالمان هنوز بسیاری از مسئولین تصمیم گیر را از خواب بیدار نکرده!!...
- از قراین پیداست بالاخره قالی باف هم نیامدنیست! خدا کند تا آخر چنین باشد!
7: بسیاری از ما هنگام خروج از اتاق یا محل کار و ... هیچ توجهی به برق های روشن اتاق نمی کنیم و بیرون می آییم در صورتی که برق روشن است بدون اینکه کسی از آن استفاده کند!!...لطفا هنگام خروج به خاموش کردن برق ها توجه کنید. یا اگر بعدتر متوجه شدید زحمت بکسید و بروید خاموشش کنید!
8: بسیاری از ما عادت داریم کامپیوترهایمان را روشن می گذاریم تا بعدتر از آن استفاده کنیم! در صورتی که هم مانیتور و هم سایر اجرای کامپیوتر از برق بدون هیچ کارکرد مفیدی استفاده می کنند! در حالی که به راحتی می توان کامپیوتر را در حالت استند بای قرار داد و بعدتر که برگشتیم به ادامه کارهای قبلیمان بپردازیم!...باور کنید اگر از همین اسراف های کوچک هم جلوگیری کنیم، تاثیرات بزرگی همه ما در اصلاح الگوی مصرف پدید خواهیم آورد!...یاعلی