هر چه مي خواهند بگويند و بنويسند، چه باك! «اولو الامر» حاضر شيعه...تو امام مايي...
امامِ حاضر زمان ام كه پرچمدار لشكر مولاي غايبي... فرياد برآور! فرمان بده! فرمانده سپاه مولا... كه حاضريم، ايستاده ايم و منتظر...
منتظر «هل من ناصر» ات كه گر غريوش به گوش رسد سر از پا نمي شناسيم براي اجابت امرت...كه كوفه حقيقتي است كه نبايد تكرار شود....

امامِ زمانِ حاضر... مي شود همين روزها كه پرچمداري شيعيان مولا بر دوش توست، غيبت سردار رشيد غايبمان به پايان رسد و فرياد برآوري...« ياران من! عزيز دل زهرا اينجاست! پسر رشيد فاطمه... همه به سوي لشكر جهاني اسلام!»... و ما لبيك گويان به تو بپيونديم... و ما به امامِ زمانِ غايب...

رهبرم...امامم... مولايم... خامنه اي عزيز....هيچ غم به دل دريايي ات راه مده... كه يارانت جان بر كف دست گرفته، گوش به فرمان تو دارند كه ولي امري و نائب آخرين حجت خدا...نكند خنده زيبايت محو در غم هاي روزمره مسلمين شود... تو بخند كه خنده ات آرامشي در دل يارانت پديد مي آورد... بخند اي عشق حاضر شيعيان... بخند ...

اي پير جمع! پير غلام اميرالمومنين! پير غلام مولا ابا عبدالله.... اي پير! با تو ام.... :
اى پير! با تو ام، تو امام زمان نهاى
اما كه با تو گفت كه كهف امان نهاى؟
انگار احمدى، يله شو، منصرف باش
كشتى تويى و كهف تويى، معتكف مباش!
دجله است اين حوالى و لُجّه است اين مجال
اما تو بخت دارى و نيكند اين رجال
دلمرده كيست؟ زندهدلان را روانه كن
بتخانه است كعبه، هُبل را نشانه كن!
مردم امانتاند، امين اين طرف تويى
نفس تو مردمند، تويى «من عرف» تويى...
راه تو مردمند، دل رهزنان بسوز
با خويشتن بساز، دل دشمنان بسوز
گر قافله است، خار و غبار است در ميان
ور قبله است، رمى جمار است در ميان....
اي پير مراد شيعه... رهبر حاضر مسلمين...سلام بر تو و اجداد بزرگوار و كريمت... شاكريم كه خدا تو را به ما داد و مبارك است روز حضورت در اين دنيا...
پي نوشت:
24 تير ماه روز تولد رهبر انقلاب، امام خامنه اي عزيز بر همه مبارك باد...باشد كه شكر گزار حضورش باشيم...و خدا عمر با عزت به شاعر بزرگ كشورمان استاد علي معلم دهد با اين اشعار زيبا...ياعلي
تذکر دوستانه!!! :
این پست تنها یک درد دل دوستانه است! نه سند معصوم خواندن ایشان! لطفا با دقت بخوانید! و به یاد داشته باشید نه تنها معنای امام همان رهبر است که امام حاضر یعنی رهبر موجود، نه جایگزین حضرت حجت(عج) بلكه جانشين ايشان در زمان غيبت!...همین!...ياعلي

سرويس اشتماعي – تحولي!
بازم 18 تير رسيد و اعصاب مصاب ما رو ريخت تو فرغون!!!
اَه! اَه! داشتيم با كمك حاجاقا تازه وارد و دوستاش جرجي و دوستا رو مياورديمشون توي راه! تو راه كه نه البته! تو ايران!!!؟ اون وقت ديگه لازم نبود از اين راه دور براشون نوكري كنيم!! ميومدن همينجا و ما هم...هوووررررااا....

اما حيف! چه روياي شيريني بود(؟!)! هر چند اون روزا استرس(؟!) و نگرانيمون زياد بود! به خاطر اينكه بايد هم نقش قورباني!! رو ايفا مي كرديم هم نقش لباس شخصيا (كه آخرم هيچكدوم هويتشون معلوم نشد مگه اونايي كه ما خودمون علمشون كرديم!!!) هم نقش مطبوعات چي هاي فشار از پايين و هم نقش منجي(؟!) رو در فشار از بالا! هم نقش كشته هايي(؟؟؟) كه هيچ وقت نمردند!! از صد تا، تا يكي!... نقش لاتهايي كه به شكل دانشجو در اومده بودن و روشونو پوشونده بودن كه يه موقع هيشكي نفهمه دانشجو نيستند و مواجب بگيرند! ...حيف! چه قدر نقش براي خودمون و بقيه آفريده بوديم براي مظلوم نمايي(؟!!!) و به دست گرفتن قودرت براي نهادينه كردن تئوري ليوراليسم(نمي دونم شايدم برالسيم!) با زور چماق(منظورم ابزار اصليمونه، نه چماق معروف!!) كاري كه ليوراليسم دوست داشتنيه ما روششه براي توسعه! واي كه چقدر بايد سختي بكشيم براي سعادت ابدي اين مردم با ليوراليسم و كافيتاليسم!!! چه قدر بايد خون بريزيم! چه قدر؟!
بيا...دِ اگه اون روز مي تونستيم دوموكراسي حقيقي رو با يه كم خون نهادينه كنيم، ديگه لازم نبود الان عمو جرجيو دارو دستش اين چند سال و سختي بكشن و بخوان باز كلي هزينه جنگ كنند و خون بريزن كه بشريت(؟؟؟) پيشرفت كنيم! (كانّه عراق و افعانستان!!!)...ولي حيف شد! واقعا حيف شد كه اين مردم نمي خوان دموكراسي واقعي رو تجربه كنن! رنگ رفاه آمريكايي(؟!!) رو ببينن! چقدر حيف شد كه الان بايد به جاي مك دونالد بريم بشينيم تواين رستوران در پيتاي تهران همبرگر بزنيم! حيف...واقعا حيف...
آخرشم ما بچه هاي روزنامه هاي زنجيري! نفهميديم بايد چه طور اين مردم رو از خواب خرگوشي بيدار كرد!! اگه اونروز با مشت و لگد ما رو بيرون ننداخته بودن، الان ما يه پست وزارتي چيزي داشتيم و يا حداقل يه روزنامه نگاري مي شديم تو نيويورك تايمزي، نيوزويكي، جايي!!؟؟... نه اينكه الان تو اين خبرگذاري به شدت فعال!!!؟؟؟ قلم بزنيم!!! حيف كه اين مردم اصلا به فكر ما بدبخت بيچاره هاي مواجب بگير و پيشرفت موقعيت ما نبودن!! واقعا فرصت خوبي رو از دست داديما!!(نه البته منظورم همه مردم(؟؟!) بود! اونم فقط به خاطر پيشرفت جامعه بشري، نه چيز ديگه!) ميفهمين منظور و كه، نه؟!!...
خب اگه نمي فهميد، كاش يه نگاهي به سر گذشت احمد باطبي و علي افشاري و اينا ها مي كردين كه از حتي به نتيجه نرسيدن 18 تير و دهها كشته هاي مجازي هم به هدف اصليشون رسيدن، و اگه موفق مي شديم فقط اونا نبودن كه به هدفشون مي رسيدن، ما هم الان...
خبرنگار سرخورده اكينانيوز، سرويس اشتماعي- تحولي!!!

پي نوشت:
نمي دونم! چم شده كه اصلا دستم به قلم نمي ره! كاش اين همه موضوع يكيشو مي گرفتم و يه مطلب مي زدم! اما حيف شد! حالش نبود! ...به هر حال اينم از حال و روز خبرگذاريه در پيت ماست ديگه! مطلب بعديم اما حتما چند روز ديگه است! اولين مطلبمه كه از قبل آماده اش كردم...ياعلي
سرويس كشك سابي:
آقا چه كشكي! چه دوغي! چه ماستي! اين چه بساطيه احمدي نجات به سر ما آورده! هي برق نداريم آب نداريم! به ما چه كه بايد كم مصرف كنيم! اصلا به ما ربطي نداره كه پشت سد ها كمترين ميزان آب رو در چند دهه گذشته ذخيره داريم! به ما چه كه آب و بارش امسال در حد زير افتضاح بوده! اصلا به ما ربطي نداره! دندِ احمدي نجات نرم! بايد آب بسازه برقش كنه بده دست ما! بره ابر و با روش هايي(البته شرعي ها نه غير شرعي!!!) بارور كنه بارون ببارونه كه ما چتر ها رو ببنديم و با جي اف، بي اف هامون(و البت همسر و بچه ها هم گاها براي متاهلينً!!!) زير باران بريم و جور ديگر نيز حكما ببينيم!! فقط يادش باشه مثل زمانه دولت حاجاقا تازه وارد صلح طلب نره تو افغانستان بباره اين ابرهاي حامله!!
بعدش اين بارون بياد بشه آب مصرفي تصفيه شده براي من و بقيه مردممون كه بريم بيشتر از هفت برابر كل اروپا آب فقط توي دستشويي مون مصرف كنيم و به چاه بريزيم كه بهداشتمون حفظ شه!! بي خيال الگو ملگوي مصرف!!!...يا كل حياطمون و و در مغازه و كف آشپزخونه و ديواها رو بشوريم و... و همينطور روزي 3 بار بريم هر دفعه يه دوش نيم ساعته بزنيم كه سه برابر كل اروپا فقط آب توي حموم هامون مصرف كنيم!!! الگوي مصرف چيه بابا؟! كشكه! بدرد اينجا نمي خوره! بايد همونجا تو اروپا اجرا شه! چون اونا فرهنگشون بالاتره! ما هيچكدوممون اجراش نمي كنيم چون مردم ما فرهنگ ندارن! پس فايده نداره! و اصلا هم با يك گل بهار نميشه! پس چه سودي داره اجرا كردنش! ...
اصلاً مي دوني چيه احمدي نجات! خونه من بايد هميشه پر نور باشه! اونم نه با لامپ كم مصرف كه دل آدم بگيره! با يه لامپ پر مصرف 1000 واتي! كه همچين كه روشن مي كني دلت وا شه و جيگرت صفا پيدا كنه! كولر هم كل بهار و تابستون بالكل روشن باشه! كه چي!؟ اين جيگر و دل قلوه آتيشمون حال بياد! تو هم بايد حالت جا بياد كه اومدي رييس جمهور ما شدي! آب و برق توليد كني تا جونت در بياد! خودتم بكشي ما الگوي مصرف حاليمون نميشه! صرفه جويي و اين چيزام كشكه! ما زيرمون نفت خوابيده! دور مونم دريا! انرژي هسته اي هم كه داريم! ديگه چي مي خواي! بايد خودتو بكشي به اندازه اي كه ما مصرف داريم آب و برق و گاز و بنزين توليد كني! تند تند هم نگي فلان كشور اين جوره فلان كشور اونجوره! و همه جا مردم حساب شده مصرف مي كنن!!! اينجا ايرانه! الگوي مصرف و صرفه جويي هم يعني كشك!... تو توليد كن ما هم تا مي تونيم مصرف! مي خواستي رييس جمهور نشي!!!...
خبرنگار پرتوقع اكينانيوز! سرويس كشك سابي!
پي نوشت:
فقط برای اینکه به آقای محتشمی پور بگویم وای بر شما....و به جهت شروع دوباره یک خروش وبلاگی بر علیه حرمت شکنان... همین!
بسم الله الرحمن الرحيم
و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون
عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.
كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.
آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!
آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.
آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.
آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفتهاند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»
آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.
انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
آي سيد حسن خان! نوه گرامي پير مراد ما كه به سبب نسبتت به او توليت آستان مبارك و بيتش را به عهده گرفته اي، نه به سبب صلاحيتت!
چه شده! آنجا كه چند جوان عدالت جو واقعيات زندگي ات(آن طور كه تحقيق كردم و ديدم نه تنها تمام گفته هايشان صحت دارد كه...) را نشان دادند فقط آه برآوردي كه به بيت اما اهانت شده! نه از زبان خودت! كه زبان همان ها كه بي ام دابيليو ات را با پولهاي نفتي شان تامين كردند داد برآوردي!
آي انصاري! كسي كه فقط آنجا كه منافعت به خطر مي افتد و به سودت است يادي هم از آرمان هاي بزرگ امام مي كني! چرا صدايت در نمي آيد و هر روز در يكي از روزنامه هاي نفتي كارگزاران و فلان و بهمان مصاحبه نمي كني كه آرمانهاي امامي كه از قِبَلش (و همينطور برادرت!) به نان و نوايي رسيده اي دارد به سخره گرفته مي شود! آن هم از يكي از همان نزديكان بيت مقتداي ابدي مان!
آي مثلا توليت آستان امام(ره)! آي سيد حسن! چرا خفه شدي! چرا جلوي اين حرمت شكني فاميل نزديكتان را نمي گيري! آيا خطر عدالت جويي آن جوانان بيشتر بود يا توصيفات سخيف محمد رضا خاتمي! شوهر زهرا اشراقي!...كدام يك به آرمانها تاختند! سونا و جكوزي و بي ام دابليو داشته و رو شده ات يا تكراري شدن آرمانها و حرفهاي امام و حق قابل نقد بودنش براي نسل امروز!
آي شاهرودي! آيت اللهت نمي گويم كه ظلم ها ديدم در مسند خلافتت! چه شده! زبان به كام گرفته اي! لازم نيست براي دست گيري محمد رضا خاتمي هم مثل آن چند جوان گمنام به زحمت بيافتي! همين جاست! دم دست! فقط كافيست چند تا از آن ضابطينت را به راه بياندازي براي جلوگيري از از دست رفتن آرمانهاي پيرمان!
آي مرتضوي! آي دادستان مثلا تهران! كه به سرعت برگ جلب عدالت خواهان را صادر مي كني! چه شده! زبان باز كن! قلمت را به كار بيانداز و برگه اي ديگر براي جلب محمد رضا خاتمي بنويس! اگر همه تان نگران اهانت به آرمان هاي اماميد! كه مطمئنم نيستيد! مگر منافعتان در خطر باشد!
آي ملت! آي جوانان ويلاگ نويس! نديدم! نديدم در اين چند روز كسي صدايش در بيايد! بخروشيد! در كمتر از دو ماه مي بينيم اين بي عدالتي بزرگ را! او كه حق گفته در زندان است و او كه جفنگ گفته به آرمانهاي امام(ره) آزاد آزاد مي گردد و هر روز مصاحبه اي مي كند و از تئوري هاي مزخرفش دفاع مي كند!
نمي دانم چه شده! قلم برداريد! بنويسيد! اعتراض كنيد...چند روز بيشتر به ارتحال همو كه به افكار و آرمانهايش حمله شده و تكراري و قابل نقد خواننده اندش باقي نمانده! همين است اوج ارادت لساني مان به امام!... دعوت وبلاگي نمي كنم اما اگر هنوز ارادتي باقيست در اين ايم قلم برداريد! بنويسيد... آنان كه بايد ساكتند، ما نباشيم...
مخلص كلام!
اي شاهرودي! اي مرتضوي! اي نيازي! اي قوه قضاييه! مي دانم كه اگر قرار است قلمي برداشته و برگ جلبي نوشته شود حتما براي من است كه شما را آن طور كه لايقش هستيد صدا زدم و بانگ بر سرتان زدم....نه آنان كه پشتوانه هاي نفتي دارند... ابايي نيست... اگر حتي قلمتان براي جلب من و امثال من هنوز كار كند! اعتقاد ما به خدايمان حكما از شما ترسوها بيشتر است!...مطمئنم!... ولي خوشحالم كه مي بينم حداقل آن ويرانه جناب شاهرودي هنوز سر پاست! حداقل براي جلب امثال ما!...
پي نوشت:
- خلاصه گفته هاي محمدرضا خاتمي (+)
- واكنش شخصيت هاي سياسي به اين اظهارات ( + . + . + . +)
- واكنش دبير كل سازمان مجاهدين انقلاب (+)
- سرمقاله روزنامه ايران در اين خصوص (+)
- سرمقاله روزنامه قدس در اين خصوص (+)